عاشقانه المیرا و میثم به فاجعه ختم شد

پشت پرده سرقت میلیاردی، دختری جوان پنهان شده بود که با انگیزه انتقام جویی سنارویوی سرقت را کلید زد.

عاشقانه المیرا و میثم به فاجعه ختم شد
پیشنهاد ویژه

همه چیز از یک تماس تلفنی آغاز شد. المیرا، پریشان و هراسان، با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و از دستبرد به خانه‌اش خبر داد. او به کارآگاهان گفت: «ساعاتی پیش با میثم، نامزد سابقم، برای صرف شام به رستوران رفته بودم. پس از مدت‌ها بی‌خبری، او با من تماس گرفت و خواست تا کدورت‌ها را کنار بگذاریم. اما وقتی به خانه برگشتم، با صحنه‌ای مواجه شدم که باورکردنی نبود؛ خانه به‌هم‌ریخته و محل جاسازی طلای من خالی شده بود.»

نکته کلیدی در اظهارات المیرا، محل جاسازی طلاها بود. او طلا و جواهراتی به ارزش سه میلیارد تومان را در محلی پشت یکی از کشوهای دراور پنهان کرده بود؛ جایی که به گفته خودش، به جز یکی دو نفر از نزدیکان، کسی از وجود آن اطلاع نداشت.

ردپای یک آشنا

تیم تحقیق در اولین قدم به بازرسی محل وقوع جرم پرداخت. درِ ورودی خانه تخریب شده بود، اما یک نکته ظریف از چشم تیزبین پلیس دور نماند: قفل در ابتدا با کلید باز شده و سپس برای فریب مأموران و ایجاد تصورِ «سرقت به عنف»، از بیرون تخریب شده بود. این یعنی سارق، کلید خانه را در اختیار داشته است.

بازبینی دوربین‌های مداربسته، گره دیگری از معما گشود. تصاویر، فردی را نشان می‌داد که با لباس مردانه، کلاه و ماسک وارد ساختمان شده و پس از مدت کوتاهی با بسته‌ای مشکوک خارج شده است. فیزیک بدنی سارق و نحوه حرکت او، شک پلیس را به سمت یک زن با پوشش مردانه سوق داد. با کنار هم قرار گرفتن تکه‌های پازل، قرعه اتهام به نام «میثم» افتاد؛ کسی که هم کلید خانه را از دوران دوستی‌اش با المیرا داشت و هم آن شب، او را به بیرون از خانه کشانده بود.

اعتراف به انتقام

میثم پس از بازداشت، خیلی زود در برابر مستندات پلیس تسلیم شد و پرده از رازی برداشت که ریشه در حسادت‌های زنانه داشت. او اعتراف کرد که سارق اصلی، «مریم» نامزد اوست. با بازداشت مریم ۲۵ ساله، تمامی طلاهای مسروقه از مخفیگاه او کشف شد.

مریم که خود طراح دکوراسیون داخلی است، در بازجویی‌ها گفت: «من و میثم در آستانه ازدواج بودیم، اما المیرا دست‌بردار نبود. او مدام در تلگرام و با شماره‌های مختلف به میثم پیام می‌داد و می‌خواست زندگی ما را به‌هم بزند. هر چه با او صحبت کردم فایده نداشت. کینه‌اش در دلم ریشه کرد و تصمیم گرفتم، ضربه‌ای به او بزنم که هرگز فراموش نکند.»

او در مورد شب حادثه توضیح داد: «می‌دانستم المیرا تنها زندگی می‌کند و میثم هنوز کلید خانه‌اش را دارد. از میثم خواستم او را به رستوران ببرد تا راه برای من باز شود. لباس مردانه پوشیدم تا شناسایی نشوم. من دزد نیستم؛ فقط می‌خواستم او را بترسانم و بابت کارهایش حرص بدهم. حتی قصد داشتیم طلاها را مدتی بعد به شکلی به او برگردانیم!»

فرجام کینه

متهمان با قرار قانونی بازداشت شده اند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.

ت ت
کدخبر: 297699 تاریخ انتشار
ارسال نظر

پربیننده‌ترین
  • مدیرکل حفاظت محیط‌ زیست استان تهران گفت: دستگاه‌های اجرایی و خدماتی پایتخت برای مشارکت در رویداد جهانی «ساعت زمین» در…