مواجهه با آمار «۳۰ هزار کشته»
محسن مهدیان مدیرمسوول روزنامه همشهری در کانال تلگرامی خود نوشت:
به گزارش منیبان؛ اینترنشنال آمار کشتهها را از ۱۲ هزار، یک مرحله به ۲۰ هزار و حالا به ۳۰ تا ۳۵ هزار نفر رسانده است. رضا پهلوی هم در مصاحبهای عدد ۵۰ هزار را مطرح کرده. بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، پاسخ قابلتوجهی داده و گفته: «احتمالاً تصمیم داشتند همین تعداد آدم بکشند.»
این آمارسازیها پنج هدف را دنبال میکند:
یکم: نگه داشتن سطح بالای خشم برای دور جدید اغتشاش
دوم: پالس خبری و آمادهسازی افکار عمومی و آمریکاییها برای جنگ نظامی
سوم: امید دادن به نیروهای خودشان برای اینکه در میدان بمانند
چهارم: به میدان آوردن سلبریتیهای کماطلاع برای همراهسازی
پنجم (راهبردیتر و مهمتر در میانمدت): سفیدشویی عدد ۷۰ هزار کشته رژیم صهیونیستی در غزه
چه باید کرد؟ سه اقدام اساسی:
یکم: برجستهسازی استاندارد دوگانه آمریکا؛ مقایسه رفتار با اعتراضات داخل آمریکا با اغتشاشات در ایران. اینجا اطلاعات جذاب و قابلمقایسه زیادی وجود دارد.
دوم: بازنشر مستمر تصاویر و روایتهایی که نشان میدهد جریان تروریستیِ ایرانی چگونه با سلاح سرد و گرم در میدان بود، مأموران امنیتی را به قتل رساند و با همان سلاح، مردم را هم هدف گرفت.
سوم: نمادسازی از قربانیان مظلوم اغتشاش از میان مردم عادی که به دست «داعشهای وطنی» کشته شدند؛ تمرکز ویژه بر شهدای کودک و نوجوان. نمادسازی، از عددسازی اثرگذارتر است.
و مهمتر: این دادهها باید به هر شکل ممکن به مخاطبی برسد که مخاطب رسانههای داخلی نیست. وقتی روایت ضدانقلاب ترک بردارد، همدلی و همذاتپنداری مخاطب ناآگاه با آنها فرو میریزد؛ و از آن طرف، تکرار بیهدف محتوای آنها میتواند اثر معکوس بگذارد و بیحسی ذهنی ایجاد کند.