ظهر روز جمعه ۱۲ خرداد امسال مرد جوانی در ایستگاه مترو زم زم جلوی قطار پرید و به زندگی خود پایان داد
سمیرا نمیدانست چه سرنوشت وحشتناکی توسط پارسا برایش رقم خواهد خورد/به خاطر فیلم های سیاهی که از او گرفته شده بود…
این زن جوان با اشاره به اینکه به خاطر ثروت رئیس ۷۰ ساله ام صیغه او شدم، می گوید: صیغه زن جوان آرزوی رئیس شرکت بود
وقتی وارد اتاق خوابم شد زنی را با سر و وضعی بد در آنجا دیدم و دنیا روی سرم خراب شد.
بدجوری دل باخته «فیروز» شده بودم به گونه ای که خنده ها و لبخندهای نابه جایش را ناشی از خوش اخلاقی او می دانستم و اغراق ها و غلو می دانستم .
ادوارد مورداک یکی از اعضای خانواده ی سلطنتی انگلستان بود، او یک نمونه ی بسیار نادر از بیماری های نژادی و خصوصا مربوط به ژن بود، ادوارد یک صورت دیگر در پشت سر خود داشت!
همه چیز خوب بود تا اینکه شام خوردیم و شبنم ظرفها را شست و به اتاقش رفت. ناگهان بدون هیچ دلیلی خودش را با شالش حلقآویز کرد.
همه چیز از نشستن روی یک نیمکت سبزتیره زیر نور ماه در یک شب سرد شروع شد، کلمههای اسرارآمیزی که من همیشه در آرزوی شنیدنش بودم در مقابلم صف کشیده بودند .
رزیتا دختر بچه 15 ساله با وعده و وعیدهای دروغین همسر خواهرش وارد رابطه با او شد و در آخر بارداری ناخواسته رزیتا از دامادشان او را وادار به خودکشی و دار زدن خود کرد.
ضربهای که به سرش خورده بود بیتأثیر نبود، اما فکر میکنم غم و غصه خیلی او را ضعیف کرده بود. بعد از طلاقش پسرش را دیر به دیر میدید.