16 ساله بودم که دچار سوختگی شدید شدم و از ناحیه هر دو دست و شکم بشدت آسیب دیدم، دستهایم بعد از سوختگی خیلی کریه و زشت شده بودند و همه از نگاه کردن به ظاهر دستهایم وحشت داشتند.
بدون این که دل و دماغ کاری داشته باشد شروع به قدم زدن کرد. از آن جا تا خانه شان چند دقیقه بیشتر راه نبود ولی خب برای او هر چه بیشتر طول می کشید بهتر بود. رسیدن به خانه به معنای زجر بزرگی بود.
یک خانم بعد از ۲۳ بار ازدواج هم اکنون به دنبال بیست وچهارمین عشق زندگی خود است.
دختری که به اجبار خانواده اش با پسری 25 ساله عقد کرده بود نتوانست از کسی که دوستش داشت دل بکند
همه چیز خیلی سریع پیش رفت. اما با اینکه مدت کوتاهی از عقد من و «آرش» میگذشت بیش از حد به او علاقهمند و وابسته شده بودم. گاهی در روز بیش از ۲۰ بار به او زنگ میزدم یا برایش پیامک میفرستادم.
یک مرد در اقدامی عجیب با دو خواهر و دخترخاله شان ازدواج کرد.
یک زن و شوهر بعد از چندین سال متوجه شدند که با یکدیگر خواهر و برادرند.
سال گذشته جوانی 22 ساله بایک خانم 59 ساله ازدواج کرد.
پیرمرد 84 ساله پس از گذشت75 سال انتظار توانست نظر موافق معشوقه 94 ساله اش را برای ازدواج به دست آورد.
در یکی ازچندش ترین ازدواج ها یک زن عاشق الاغش شد و با الاغ ازدواج کرد.