از بیتوجهیهای همسرم خسته شده بودم او بداخلاق بود و مدام مرا سرزنش میکرد هیج وقت محبتی ازاو ندیدم و بعد از ۲۵ سال زندگی مشترک وقتی با بقال محله دوست شدم زندگی ام سیاه شد و تصمیم گرفتن خودکشی کنم.
حدود هفت ماه از طلاق می گذرد. مرد دو سال قبل عاشق شد، هر دوپایش را توی یک کفش کرده بود که یا هانیه یا مرگ!
فکر نمیکردم تا این حد با برادر شوهرم صمیمی شوم. برادر شوهرم حرکاتی نشان داد که من فهمیدم او عاشق من است و حتی بعد از مدتی با او ارتباط داشتم. اما بعد از مدتی کار به جاهای باریک کشید…
مرد جوانی از ماجرای خیانت همسرش با عشق سابق خود با خبر میشود ولی زن پس از مدتی با وجود یکبار بخشش باز هم کار اشتباهش را تکرار میکند. و اینبار نرم افزار ضبط مکالمه او را رسوار کرد.
مهیار با مراجعه به پلیس آگاهی مدعی شد چهار سال پیش با میترا ازدواج کردم. اوایل زندگی خوبی داشتیم، اما کمکم به رفتارهای همسرم مشکوک شدم. از آنجا که به خاطر کارم مجبور به سفر بودم تصمیم گرفتم چند دوربین مداربسته به صورت نامحسوس در نقاط مختلف خانهام نصب کنم و رفتار همسرم را زیرنظر داشته باشم.
تیم پلیسی در یک عملیات پیچیده دختر جوان و مرد غریبه را در خودرو پژوپارس حین انجام عمل غیر اخلاقی بازداشت کردند.
شوهرم شب ها دوستانش را به خانه مان دعوت می کرد و شروع به انجام اعمال کثیفی می کردند.
مردی که دیگر موفق به ادامه رابطه با زن متاهل نبود تصمیم به اسیدپاشی کرد .
با بهانه گیری های بیهوده و روابط سرد عاطفی جلال را مجبور کردم تا مرا طلاق بدهد...
یک نوعروس در حالیکه فقط چند ماه از ازدواج اجباریاش با مرد مکانیک میگذشت، به خاطر رابطه پنهانی با پسر جوانی بازداشت شد.