همه اقوام و فامیل بعد از صرف شام در تالار منتظر بودند تا داماد از راه برسد و مرا در میان هیاهو و پایکوبی همراه با جشن و شادی به منزل مشترک مان ببرد. من هم در حالی که لباس زیبای عروسی را به تن داشتم، در گوشه تالار چشم به در دوخته بودم اما آن شب داماد نیامد و ...
سال ۹۶ بود که معصومه ۲۸ ساله همراه دوستانش در یک مهمانی شبانه شرکت کرد و در آن با پسر شیک پوش و جوانی به نام حسین آشنا شد. مدتی از دوستی معصومه و حسین گذشت و علاقه آن ها روز به روز بیشتر شد تا این که حسین پس از شش ماه تصمیم به ازدواج با معصومه گرفت و ماجرای خواستگاری را برای دختر مورد علاقهاش مطرح کرد.
رسیدگی به پرونده قتل جوانی که به خاطر گم شدن کفشهایش در یک جشن عروسی با یک پدر و پسر درگیر و کشته شده است در حالی در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
بر اثر تیراندازی در یک مراسم عروسی در منطقه مارالان تبریز یک نفر زخمی شد.
زندگی رنگ و رویی برای او نداشت. به همسن و سالهایش که نگاه میکرد دلش به حال خودش میسوخت. جوانی به سن و سال او جرات تصمیمگیری برای خودش را نداشت. از وقتی که خودش را شناخته بود مادرش برای او تصمیم میگرفت. حتی وقتی توانسته بود در امتحانات ورودی چند شرکت موفق شود این مادرش بود که با تحکم خاصی گفته بود باید کجا کار کند.
خانواده عروس خانم از قصاص او گذشت کردند و قاتل امروز از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد.
زن جوان میگوید با اینکه شوهرش متهم به قتل شده، همه تلاشش را برای نجات او انجام خواهد داد.
مرد جنایتکار که پس از قتل همسرش، جسد او را در بیابانهای خارج شهر رها کرده و با داستانسرایی قصد گمراه کردن پلیس را داشت در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد.