چقدر محاصره دریایی ایران بلوف است؟

تهدید به محاصره دریایی ایران، نه یک قدرت‌نمایی بلکه نشانه گیرافتادگی واشنگتن است.

چقدر محاصره دریایی ایران بلوف است؟
پیشنهاد ویژه

«تریتا پارسی»، کارشناس ارشد سیاست خارجی، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس درباره تهدید «دونالدترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا برای اعمال محاصره دریایی علیه ایران، نوشت:

بگذارید خیلی هم به آن خوش‌بین نباشم:

۱. خارج کردن نفت بیشتری از بازار، به‌ویژه تنها نفتی که در حال حاضر از خلیج فارس خارج می‌شود، قیمت نفت را بالاتر خواهد برد و قیمت کاغذی نفت به قیمت واقعی‌اش که باید حدود ۱۵۰ دلار در هر بشکه باشد، نزدیک‌تر می‌شود. این موضوع به دنبال خود افزایش شدید تورم در آمریکا را خواهد داشت. دوری از همین وضعیت دقیقاً دلیل آن بود که ترامپ پیش از آتش‌بس در موقعیتی گیر افتاده بود که هیچ گزینه تشدیدی برای خروج از این درگیری نداشت؛ و هنوز هم ندارد.

۲. توقف تانکرهای حامل نفت ایران نه تنها تنشی رو در رو با ایران به شمار می‌رود، بلکه اقدامی علیه کشورهای خریدار نفت ایران از جمله چین، هند و سایر کشورهای آسیایی خواهد بود. شک دارم ترامپ برای چنین تنشی آمادگی داشته باشد، به‌ویژه با توجه به اجلاس پیش‌رو در پکن.

۳. این مسئله در مورد مجازات کشورهایی که برای عبور از تنگه با ایران به توافق حق‌العبور (عوارضی) رسیده‌اند نیز صادق است؛ از جمله پاکستان که میزبان این مذاکرات بود.

۴. تنش‌آفرینی از طریق محاصره دریایی، احتمال بسته شدن دریای سرخ توسط یمنی‌ها (حوثی‌ها) را افزایش می‌دهد. این اتفاق ۱۲ درصد دیگر از جریان نفت جهانی را از بازار خارج خواهد کرد و در آن صورت، باید منتظر رسیدن قیمت نفت به حدود ۲۰۰ دلار در هر بشکه باشیم.

حدود نه روز تا پایان آتش‌بس باقی مانده است. از آنجا که هیچ‌یک از طرفین صراحتاً اعلام نکرده‌اند که مذاکرات از سر گرفته نخواهد شد یا آتش‌بس کاملاً مرده و تمام شده است، باید همه این تحرکات را صرفاً به عنوان تاکتیک و تهدید در چارچوب مذاکرات تلقی کرد. تعجب‌آور نخواهد بود اگر به‌زودی (شاید پیش از باز شدن بازارها در روز دوشنبه) از این تهدیدات عقب‌نشینی شود و اعلام آغاز یک دور جدید از مذاکرات گردد.

با این حال، سیاستِ «لبه پرتگاه» (Brinkmanship) زمان خود را دارد و مذاکرات جدی نیز زمان خود را می‌طلبد. اگر آمریکا واقعاً در اسلام‌آباد بر موضوع «صفر غنی‌سازی» اصرار می‌ورزیده است (که در ابتدا خط قرمز ترامپ نبود، بلکه خط قرمز اسرائیل بود)، آنگاه مذاکرات آینده نیز محکوم به شکست خواهد بود؛ دقیقاً همان‌طور که مذاکرات مه ۲۰۲۵ با تغییر موضع ترامپ و پذیرش خط قرمز اسرائیل، نابود شد.

با این وجود، فکر نمی‌کنم این لزوماً به بازگشت جنگ منجر شود. سناریوی محتمل‌تر، شکل‌گیری یک وضعیت جدیدِ بدون توافق است؛ وضعیتی که در آن تهران کنترل تنگه را در دست نگه می‌دارد اما هیچ‌گونه لغو تحریمی به دست نمی‌آورد، از سوی دیگر آمریکا از جنگ خارج می‌شود و سؤال اصلی این خواهد بود که آیا اسرائیل به تنهایی به جنگ ادامه خواهد داد یا خیر.

ت ت
کدخبر: 298705 تاریخ انتشار
ارسال نظر

پربیننده‌ترین