آتشبس ایران و آمریکا چقدر پایدار است؟
همزمان با آغاز اجرای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ، ارزیابیها درباره چشمانداز تداوم آتشبس و موفقیت مذاکرات وارد مرحله تازهای شده است.
همزمان با آغاز اجرای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ، ارزیابیها درباره چشمانداز تداوم آتشبس و موفقیت مذاکرات وارد مرحله تازهای شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند هیچیک از طرفین را نمیتوان پیروز مطلق این رویارویی دانست و توافق فعلی بیش از آنکه حاصل یک پیروزی قاطع باشد، نتیجه توازن نسبی قدرت و نیاز متقابل به کاهش تنشها است.
بررسی روند جنگ و مذاکرات نشان میدهد آمریکا و اسرائیل اگرچه توانستند خسارات قابل توجهی به زیرساختهای نظامی و هستهای ایران وارد کنند و بخشی از ساختار فرماندهی این کشور را هدف قرار دهند، اما در دستیابی به اهداف سیاسی خود از جمله تغییر رفتار بنیادین ایران یا وادار کردن تهران به تسلیم سریع موفق نبودند.
در مقابل، ایران نیز توانست با حفظ انسجام داخلی و استفاده از اهرمهای منطقهای، از جمله تهدید به بستن تنگه هرمز، هزینههایی را بر طرف مقابل تحمیل کند و بخشی از قدرت چانهزنی خود را حفظ کند. با این حال، تهران نیز از جنگ با چالشهای اقتصادی، آسیبپذیریهای نظامی و محدودیتهای بیشتری در محیط منطقهای روبهرو شده است.
در چنین شرایطی، یادداشت تفاهم میان دو کشور را میتوان نوعی «توافق مبتنی بر موازنه» دانست؛ توافقی که در آن هر دو طرف امتیازاتی به دست آوردهاند اما هیچکدام به اهداف حداکثری خود نرسیدهاند.
آمریکا از طریق توافق به دنبال بازگشایی تنگه هرمز، کاهش نگرانی بازارهای انرژی و جلوگیری از تشدید بحرانهای منطقهای بوده است. در مقابل، ایران نیز توقف درگیریها، چشمانداز افزایش صادرات نفت، کاهش بخشی از فشارهای تحریمی و جلوگیری از حملات جدید را از مهمترین دستاوردهای خود میداند.
هر دو طرف اکنون از دیپلماسی برای خرید زمان استفاده میکنند. واشنگتن امیدوار است فشارهای ناشی از جنگ، ایران را به پذیرش محدودیتهای بیشتر در برنامه هستهای سوق دهد و تهران نیز بر این باور است که نگرانی آمریکا از امنیت انرژی و تداوم تنشها میتواند زمینه ارائه امتیازات اقتصادی بیشتر را فراهم کند.
با این حال، مسیر مذاکرات همچنان با چالشهای جدی روبهرو است. چهار موضوع اصلی شامل آینده تنگه هرمز، برنامه هستهای ایران، رفع تحریمها و سازوکارهای تضمین اجرای توافق، مهمترین محورهای گفتوگوهای پیش رو را تشکیل میدهند.
در موضوع تنگه هرمز، آمریکا و کشورهای عربی منطقه به دنبال تضمینهایی هستند که ایران از این آبراه راهبردی به عنوان اهرم فشار استفاده نکند. در مقابل، تهران معتقد است تا زمانی که تهدید حملات احتمالی اسرائیل علیه ایران یا متحدان منطقهای آن وجود داشته باشد، نمیتواند تمامی ابزارهای بازدارنده خود را کنار بگذارد.
پرونده هستهای نیز همچنان پیچیدهترین بخش مذاکرات محسوب میشود. موضوعاتی همچون ادامه یا توقف غنیسازی، سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا و سطح دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تأسیسات هستهای ایران از جمله مسائل اختلافی میان دو طرف است.
در همین حال، رفع تحریمها نیز به یکی از مهمترین مطالبات تهران تبدیل شده است. ایران خواهان دسترسی به داراییهای مسدود شده، احیای کانالهای مالی و بهرهمندی از مزایای اقتصادی توافق است، در حالی که آمریکا تأکید دارد هرگونه کاهش تحریمها باید پس از اقدامات قابل راستیآزمایی ایران در حوزه هستهای صورت گیرد.
در کنار همه این مسائل، بحران اعتماد همچنان مهمترین مانع پیش روی مذاکرات است. خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و سالها تنش و درگیری موجب شده است که دو طرف نسبت به پایبندی یکدیگر به تعهدات تردیدهای جدی داشته باشند.
موفقیت یا شکست روند کنونی بیش از هر چیز به توانایی دو طرف در ایجاد سازوکارهای اجرایی و تضمینهای متقابل بستگی دارد؛ موضوعی که مشخص خواهد کرد آیا آتشبس کنونی میتواند به توافقی پایدار و بلندمدت تبدیل شود یا تنها وقفهای موقت در یک منازعه طولانی خواهد بود.
منبع: جهان دیپلماسی