باگ بزرگ در دعوای استقلال و ساپینتو
ضعفهای حقوقی و مدیریتی استقلال باعث باخت در پروندههای مختلفی شده است و به نظر میرسد این باشگاه مقابل ساپینتو هم بازنده باشد.
به گزارش منیبان، در فوتبال، همه شکستها در زمین رقم نمیخورند، برخی در اتاقهای بسته، در قراردادهایی که ناقص نوشته میشوند و در سطرهایی که عمداً یا سهواً حذف میشوند، شکل میگیرند.
استقلال به دلیل صحبتهای اخیر ساپینتو، قصد داشت از او با استفاده از بند محرمانه فیفا شکایت کند، با این حال این ماجرا یک باگ بزرگ حقوقی دارد. آنچه در آخرین مهلت دفاعیه باشگاه استقلال در فیفا رخ داد، بیش از آنکه «دفاع» باشد، نوعی افشای ضعفهای ساختاری است.
در قلب این پرونده، یک خلأ بزرگ دیده میشود: عدم تعیین «میزان خسارت». این، یک اشتباه ساده یا فنی نیست؛ یک خطای بنیادین است. قراردادی که در آن، خسارت تعریف نشده، عملاً هیچ ابزار بازدارندهای ندارد. در چنین شرایطی، طرف مقابل نهتنها نگران نقض تعهدات نیست، بلکه در موقعیتی برتر قرار میگیرد.
با این حال، آنچه این پرونده را به یک نمونه نگرانکننده تبدیل میکند، صرفاً یک نقص نیست، بلکه مجموعهای از تصمیمات قابل سؤال است؛ تصمیماتی که مستقیماً به دوران مدیریت علی نظری جویباری بهعنوان مدیرعامل وقت بازمیگردد.
همین دیروز اعلام شد که استقلال قصد دارد بر اساس «بند محرمانگی» از ریکاردو ساپینتو شکایت کند. اما این ادعا، بیش از آنکه یک استراتژی حقوقی باشد، نشانهای از یک تناقض جدی است: چگونه میتوان به بندی استناد کرد که خود، فاقد ضمانت اجراست؟
واقعیت این است که بند محرمانگی موجود در قرارداد، بهوضوح از یک قرارداد دیگر کپی شده، اما بدون اجزای حیاتی آن. در نسخه اصلی، این بند با تعیین خسارت، تعریف دقیق نقض، و سازوکار جریمه همراه بوده است. اما در قراردادی که در دوره مدیریت نظری جویباری تنظیم شده، این اجزا حذف شدهاند. نتیجه، بندی است بیاثر، بدون دندان، و فاقد هرگونه ارزش حقوقی.
در پس این تصمیمات، یک رویکرد خطرناک دیده میشود: غلبه روایتسازی بر دقت حقوقی. بازگشت ریکاردو ساپینتو با ادبیاتی چون «شجاعت» و «حضور پس از جنگ» به افکار عمومی عرضه شد. اما همانجا که باید قرارداد، محکم و بدون نقص تنظیم میشد، ظاهراً ملاحظات رسانهای جایگزین اصول حقوقی شدهاند.
استقلال تا دیروز فرصت داشت دفاعیه خود را به فیفا ارائه کند. اما اگر این دفاعیه در آخرین ساعات تنظیم و ارسال شده باشد، باید آن را نه یک «دفاع»، بلکه اعترافی دیرهنگام به ضعفهای گذشته دانست. ضعفهایی که ریشه آنها به مرحله تنظیم قرارداد و مدیریت وقت بازمیگردد.
این دیگر یک خطای موردی نیست. یک الگوست. الگویی که در آن، قراردادها بدون پیشبینی حداقلهای حقوقی بسته میشوند، بندها ناقص کپی میشوند، و در نهایت، باشگاه در مراجع بینالمللی دست خالی میماند.
پرسش امروز، فقط درباره این پرونده نیست. پرسش این است: چرا در اغلب پروندههایی که در دوره مدیریت علی نظری جویباری شکل گرفته یا مدیریت شده، استقلال در نهایت بازنده بوده و مهمتر از آن چه زمانی قرار است کسی مسئولیت این زنجیره از اشتباهات را بپذیرد؟