معرفی ۶ سریال کرهای که حتما در سال ۲۰۲۶ باید ببینید
سال ۲۰۲۶ برای دنیای کیدراما با موجی از سریالهای تازه و متنوع آغاز شد.
سال ۲۰۲۶ برای دنیای کیدراما با موجی از سریالهای تازه و متنوع آغاز شد. از درامهای خانوادگی و عاشقانه گرفته تا آثار جنایی و هیجانی، این سال با پروژههایی پرخبر و پرحاشیه همراه شد که هرکدام تلاش کردند با داستان و بازیگران متفاوت، توجه مخاطبان را جلب کنند.در این گزارش قصد داریم چند سریالی را معرفی کنیم که در سال ۲۰۲۶ بیش از دیگر آثار مطرح شدند؛ مجموعههایی که برخی به پایان رسیدهاند و برخی دیگر هنوز در حال پخش هستند و در رسانهها و فضای خبری بارها مورد بحث قرار گرفتهاند.
۶ سریال جدید کرهای که در سال ۲۰۲۶ پر سروصدا شدند:
سریال شرافت
سریال یک درام حقوقی است که داستان سه زن را روایت میکند؛ سه همکار قدیمی که سالها در یک مؤسسه حقوقی روی پروندههای مرتبط با زنان قربانی خشونت و جرم کار کردهاند و بهنوعی اعتبار حرفهای خود را بر پایه همین پروندهها ساختهاند. اما با فاش شدن ناگهانی یک راز مربوط به حدود بیست سال قبل، گذشتهای که تصور میکردند دفن شده دوباره زنده میشود و نهتنها ارتباط شخصی میان آنها، بلکه جایگاه حرفهایشان را هم زیر سؤال میبرد.در ادامه، سریال همزمان دو خط داستانی را دنبال میکند: از یکسو پروندههای حقوقی پیچیدهای که هر قسمت با چالشهای اخلاقی و قانونی تازه همراه است، و از سوی دیگر گذشته مشترک این سه زن که کمکم لایههای پنهان آن آشکار میشود. با پیش رفتن داستان، مرز میان عدالت و انتقام، حقیقت و روایتهای شخصی، و وفاداری و خیانت برای شخصیتها مبهمتر میشود و آنها مجبور میشوند تصمیمهایی بگیرند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
سریال بازگشت قاضی
سریال کرهای «بازگشت قاضی» داستان «لی هانیونگ» را روایت میکند؛ قاضیای که بهدلیل ارتباط خانوادگی با یک مؤسسه حقوقی قدرتمند به جایگاه بالایی رسیده، اما عملاً به مهرهای در سیستم فاسد تبدیل شده است. او سالها احکام را به نفع ثروتمندان و افراد بانفوذ صادر میکند تا جایگاهش را حفظ کند، تا اینکه رأی جنجالیاش در پرونده یک شرکت به مرگ یک زن جوان منجر میشود و وجدانش را بیدار میکند.هانیونگ تصمیم میگیرد مسیرش را تغییر دهد و این بار علیه یک رئیس قدرتمند حکم صادر میکند، اما همین اقدام باعث فروپاشی زندگیاش و زندانی شدن خودش میشود؛ جایی که از نزدیک بیعدالتی و فشار بر افراد بیقدرت را تجربه میکند. در نقطهای غیرمنتظره، او فرصتی دوباره به دست میآورد و به ۱۰ سال قبل، یعنی ابتدای دوران قضاوتش، بازمیگردد تا اشتباهات گذشته را جبران کند. سریال با فضایی جدی و پرتنش، به موضوعاتی مثل فساد سیستماتیک، سوءاستفاده از قانون توسط قدرتمندان و تلاش یک فرد برای رستگاری میپردازد و نشان میدهد مبارزه با ساختارهای قدرت چقدر پیچیده و خطرناک است.
دنیای ما
سریال کرهای «دنیای ما» با وجود اینکه زمان زیادی از آغاز پخش آن نمیگذرد، خیلی زود توانسته توجه مخاطبان را جلب کند و در شبکههای اجتماعی دربارهاش صحبتهای زیادی شکل بگیرد. این درام خانوادگی که فضایی احساسی و در عین حال کمدی دارد، بیشتر از هر چیز به خاطر روایت متفاوت و حضور یک کودک بامزه مورد توجه قرار گرفته است.داستان درباره وو هیونجین، دختری که هنوز به ثبات شغلی نرسیده، و سون تههیونگ، مردی با گذشتهای پیچیده و زخمهای خانوادگی است؛که پس از مرگ ناگهانی خواهر و برادرشان، آنها ناچار میشوند سرپرستی کودک بیستماههای به نام «ووجو» را برعهده بگیرند و زیر یک سقف زندگی کنند. این دو شخصیت که حتی ارتباط راحتی با یکدیگر ندارند، ناگهان در موقعیتی قرار میگیرند که باید از یک کودک خردسال مراقبت کنند؛ نقشی که نه برایش آمادهاند و نه تصورش را داشتهاند.هسته اصلی داستان از همین تضاد شکل میگیرد؛ دو آدم سردرگم که هنوز به ثبات نرسیدهاند، باید نقش پدر و مادر را بازی کنند. همین نابلدی در مراقبت و تربیت کودک، موقعیتهای بامزه و گاهی احساسی زیادی ایجاد میکند و فضای سریال را از یک ملودرام ساده فراتر میبرد. در واقع بخش زیادی از جذابیت سریال به شخصیت کودک داستان برمیگردد؛ بچهای که حضورش ریتم داستان را تغییر میدهد و در بسیاری از صحنهها عملاً بار احساسی و حتی محبوبیت سریال را به دوش میکشد.
سریال «خانم هونگ نفوذی»
سریال «خانم هونگ نفوذی» یک درام اکشن و جنایی است که داستان زنی باهوش و سرسخت به نام هونگ را دنبال میکند؛ کسی که بهعنوان یک مأمور مخفی وارد مأموریتهای خطرناک میشود و برای نزدیک شدن به هدف، مجبور است هویتهای مختلفی را بازی کند. او با استفاده از مهارتهای رزمی، قدرت تحلیل بالا و توانایی تقلید شخصیتها، به سازمانهای فاسد نفوذ میکند تا رازهای پنهان آنها را فاش کند.داستان از جایی جدیتر میشود که هونگ برای بررسی یک پرونده مالی بزرگ، مأمور میشود به یک شرکت قدرتمند نفوذ کند؛ جایی که فساد در لایههای مختلف آن جریان دارد. او در ظاهر یک فرد عادی وارد مجموعه میشود اما خیلی زود متوجه میشود که این مأموریت ساده نیست و افراد نزدیک به او نیز ممکن است اهداف پنهانی داشته باشند. مرگ مشکوک یکی از افشاگران و تغییر ناگهانی شرایط کاری، مسیر او را پیچیدهتر میکند و باعث میشود مجبور شود قوانین خودش را هم زیر پا بگذارد. با جلو رفتن داستان، فشار زندگی با هویت دوگانه بیشتر میشود و هونگ باید بین وظیفه حرفهای و احساسات شخصی تصمیم بگیرد؛ تصمیمهایی که گاهی به قیمت از دست دادن اعتماد اطرافیان تمام میشود. سریال علاوه بر فضای جاسوسی و تعلیق، روی روابط انسانی و بازی ذهنی میان شخصیتها هم تمرکز دارد.
گل خونین
سریال «گل خونین» (Bloody Flower) یک درام جنایی و دلهرهآور کرهای است که داستان یک پرونده قتلهای زنجیرهای را از زاویهای متفاوت روایت میکند. محور اصلی داستان درباره متهمی نابغه است که ادعا میکند قتلهایی که انجام داده، بخشی از آزمایشهایی برای درمان بیماریهای لاعلاج و نجات جان انسانها بوده است؛ ادعایی که از همان ابتدا پرونده را وارد چالشی اخلاقی و پیچیده میکند. روایت سریال بیشتر در فضای دادگاه و تحقیقات پلیسی پیش میرود و تقابل میان سه ضلع اصلی داستان را نشان میدهد: متهمی مرموز با ذهنی غیرقابل پیشبینی، وکیلی که به دلایل شخصی و فشارهای زندگی تصمیم میگیرد از او دفاع کند، و دادستانی جاهطلب که تلاش میکند حکم سنگینی علیه او بگیرد. با پیشرفت داستان، رازهای تازهای درباره انگیزهها، گذشته شخصیتها و حقیقت پشت قتلها آشکار میشود.«گل خونین» در کنار فضای تیره و پرتنش، بر جنبههای روانشناختی شخصیتها تمرکز دارد و بهجای یک معمای ساده درباره هویت قاتل، بیشتر روی چرایی جنایتها و پیامدهای اخلاقی آنها دست میگذارد؛ رویکردی که داستان را از قالب معمول آثار جنایی تا حدی متفاوت میکند.
سریال «آیا این عشق میتواند ترجمه شود؟»
سریال داستان مترجم جو هو جین را روایت میکند، مردی باهوش و چندزبانه که شغلش، ترجمهی گفتگوهای بازیگران بینالمللی است. وقتی او برای کمک به ستاره کرهای مشهور، چا مو هی، استخدام میشود، ارتباطی غیرمنتظره بین آنها شکل میگیرد. هو جین با مهارت خود در ترجمه، نه تنها باید حرفهای آنها را منتقل کند، بلکه گاهی خودش هم گرفتار احساسات تازهای میشود که به تدریج پیچیدگی و طنزی ظریف به داستان میبخشد.داستان از برخورد تصادفی آنها در توکیو آغاز میشود، جایی که مو هی با مسائل شخصی خودش دستوپنجه نرم میکند و هو جین وارد ماجرا میشود تا به او کمک کند. روزهای مشترک آنها پر از سوءتفاهمها، لحظات خندهدار و صادقانه است، و به مرور ارتباطی شکل میگیرد که فراتر از ترجمه و زبان، بر قلبها تأثیر میگذارد. با این که داستان عاشقانه و ساده به نظر میرسد، چیزی که باعث شهرت سریال شده، شیمی واقعی بین بازیگران اصلی، کیم سون هو و گو یون جونگ است. نقشآفرینی آنها و تعامل طبیعیشان، باعث شد سریال خیلی سریع سر زبانها بیفتد و حتی کسانی که داستان را ساده میدانند، جذب شخصیتها و بازیگریشان شوند.
سخن آخر
در نهایت، سال ۲۰۲۶ نشان داد که سریالهای کرهای هنوز هم توانایی غافلگیر کردن مخاطب را دارند؛ گاهی با داستانهای احساسی و ساده، گاهی با روایتهای تاریک و پیچیده و گاهی با ترکیبهای غیرمنتظره از ژانرها. مجموعههایی که مرور کردیم فقط بخشی از موجی هستند که امسال شکل گرفته و احتمالاً هنوز آثار بیشتری در ادامه سال مطرح خواهند شد. حالا باید دید کدامیک از این سریالها میتوانند تا پایان مسیر توجهها را حفظ کنند و به عنوان آثار شاخص سال در یادها بمانند.