فردا ایران و آمریکا توافق می کنند؟
بعد از چند روز خبرهای ضدونقیض درباره محل و شکل مذاکرات ایران و آمریکا دوباره عمان به عنوان میزبان قطعی مذاکرات مطرح شده است؛ گفتوگوهایی که در فضای بیاعتمادی و اختلاف بر سر دستور کار، بیش از آنکه نوید «توافق بزرگ» بدهد، فعلاً آزمونی برای سنجش اراده دو طرف در مدیریت بحران است.
پس از چند روز خبرهای ضدونقیض و جنگ روایتها، حالا یک چیز تقریباً قطعی شده: ایران و آمریکا قرار است در عمان پای میز گفتوگو بنشینند؛ گفتوگوهایی که از همان ابتدا نه با یک مسیر روشن، بلکه با یک خط پرپیچوخم شروع شد؛ از ایده مذاکره در استانبول با حضور بازیگران منطقهای گرفته تا روایت مذاکرات غیرمستقیم در مسقط و حتی خبرهای کوتاهمدت درباره لغو کامل مذاکرات.
آنچه این رفتوبرگشتها را مهم میکند، فقط «محل مذاکره» نیست؛ بلکه نشانهای از اختلاف واقعی بر سر شکل، دستور کار و حتی معنای مذاکره است. یعنی طرفین هنوز پیش از ورود به متن، روی «چارچوب» دعوا دارند؛ و وقتی مذاکره از همان اول با دعوای چارچوب شروع میشود، طبیعی است که سؤال اصلی هم بهجای «کی توافق میشود؟» تبدیل شود به: اصلاً چقدر میتوان به ثمربخش بودن این دور امید داشت؟
از استانبول تا مسقط؛ داستان یک مذاکره که چندبار جا به جا شد
روایت مذاکرات در ۲۴ ساعت گذشته بیشتر شبیه یک قطار بود که هر چند کیلومتر یکبار توقف اضطراری میکرد. ابتدا برخی خبرها از احتمال برگزاری مذاکره در استانبول حکایت داشت؛ مذاکرهای که گفته میشد قرار است با حضور برخی کشورهای منطقه انجام شود و شکل آن بیشتر شبیه یک «چارچوب چندجانبه» باشد.
اما خیلی زود روایت دوم روی میز آمد: ایران ترجیح میدهد مذاکرات در مسقط و بهصورت غیرمستقیم انجام شود و کشورهای ثالث هم در اتاق حضور نداشته باشند. این تغییر از نگاه تهران یک پیام روشن داشت: ایران نمیخواهد مذاکره به یک «نشست منطقهای علیه ایران» تبدیل شود و ترجیح میدهد عمان همان نقش سنتی میانجی را بازی کند.
در همین نقطه، موج سوم خبرها آمد: برخی رسانههای خارجی مدعی شدند آمریکا نپذیرفته و اساساً مذاکرات لغو شده است. این خبر بهخصوص در فضای رسانهای غربی بازتاب پیدا کرد و برای چند ساعت فضای سیاسی را به سمت بنبست برد.
اما نهایتاً روایت چهارم تثبیت شد: مذاکرات در عمان برگزار میشود؛ با همان مدل غیرمستقیم و با میانجیگری عمان. خبرگزاری رویترز هم گزارش داد که دو طرف هنوز بر سر دستور کار اختلاف دارند، اما اصل برگزاری گفتوگو قطعی شده است.
رسانههای خارجی چه میگویند؟ مذاکره هست، اما توافق تضمین نیست
در تحلیل رسانههای خارجی یک خط مشترک دیده میشود: برگزاری مذاکره لزوماً به معنای نزدیک بودن توافق نیست. رویترز تاکید کرده که اختلافات جدی درباره دستور کار باقی است و همین مسئله میتواند سرعت گفتوگوها را کند کند.
والاستریت ژورنال نیز در تحلیلی از فضای مذاکرات نوشته که ایران تلاش میکند با «بازی سخت» و تغییر زمین، ابتکار عمل را دست بگیرد و آمریکا را از نظر تاکتیکی عقب بزند. این روزنامه، تغییر مکان و شکل مذاکرات را بخشی از یک راهبرد فشار میداند نه یک اختلاف ساده دیپلماتیک.
الجزیره هم با تمرکز بر فضای تهدید و فشار، مذاکرات عمان را در بستری توصیف میکند که هنوز سایه تنشهای نظامی و هشدارهای سیاسی بر آن سنگینی میکند؛ یعنی حتی اگر گفتوگو انجام شود، «فضای امن سیاسی» برای توافق بزرگ هنوز فراهم نیست.
بازار نفت هم واکنش نشان داد؛ یک نشانه کوچک، اما مهم
یکی از جالبترین نشانهها واکنش بازار انرژی بود. بلومبرگ گزارش داد که پس از تایید مذاکرات، قیمت نفت کاهش پیدا کرد؛ یعنی بازار این خبر را نشانهای از کاهش تنش تلقی کرده است.
این واکنش البته به معنای خوشبینی بازار به توافق تاریخی نیست؛ بلکه بیشتر نشان میدهد حتی «نفس مذاکره» هم برای کاهش ریسک منطقهای کافی است.
در ایران چه تصویری ساخته شده؟ خوشبینی کنترلشده، بدبینی پنهان
در فضای رسانهای داخلی، دو روایت موازی دیده میشود. یک روایت تلاش میکند مذاکرات عمان را به عنوان فرصت کاهش فشار و گشایش اقتصادی معرفی کند؛ بهخصوص در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تحریمها و تنگنای ارزی قرار دارد و هر علامت دیپلماتیک میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد.
اما روایت دوم، با بدبینی و تجربه شکستهای قبلی میگوید این مذاکرات ممکن است در نهایت به یک «مذاکره نمایشی» تبدیل شود؛ گفتوگویی برای مدیریت افکار عمومی، کاهش احتمال درگیری و خرید زمان، بدون اینکه توافقی واقعی از آن بیرون بیاید.
واقعیت این است که هر دو روایت بخشی از حقیقت را دارند؛ مذاکره هم میتواند مسیر توافق باشد و هم میتواند ابزار مدیریت بحران.
چقدر میشود روی ثمربخش بودن مذاکرات حساب کرد؟
اگر بخواهیم واقعبین باشیم، مذاکرات عمان در بهترین حالت شانس توافق محدود دارد، نه توافق بزرگ. چرا؟ چون اختلافات طرفین فقط روی جزئیات فنی نیست. اختلاف اصلی بر سر سه مسئله است:
یک: آمریکا میخواهد دستور کار گستردهتر باشد، ایران میخواهد محدود به پرونده هستهای و تحریمها بماند.
دو: بیاعتمادی تاریخی و تجربه خروج آمریکا از توافقهای قبلی، هزینه سیاسی توافق را در تهران بالا برده است.
سه: فضای منطقهای و تهدیدهای امنیتی، مذاکره را شکننده کرده و هر حادثه میتواند روند را منفجر کند.
به همین دلیل، تحلیل اندیشکده آتلانتیک کانسیل هم تاکید میکند که مسیر احیای توافق هستهای یا توافق جایگزین، پیچیدهتر از آن است که با یک دور گفتوگو در عمان حل شود.
سناریوهای پیش رو؛ سه مسیر محتمل برای مسقط
بر اساس سناریوی اول که محتملترین است، طرفین به یک «توافق موقت» میرسند. یعنی کاهش بخشی از تنشها، چند گام فنی در پرونده هستهای، و شاید گشایش محدود اقتصادی یا آزادسازی منابع. این سناریو همان چیزی است که بازار هم روی آن شرط بسته؛ نه صلح بزرگ، نه بحران بزرگ.
در سناریوی دوم مذاکرات ادامهدار میشود، اما بدون نتیجه قطعی. این مدل، شبیه همان چیزی است که در بسیاری از مذاکرات قبلی دیده شد. گفتوگوها برگزار میشود، اما خروجی ملموس ندارد؛ فقط کانال ارتباطی باز میماند تا تنش کنترل شود.
در سناریوی سوم نیز شاهد شکست سریع و بازگشت به تنش خواهیم بود. اگر اختلاف بر سر چارچوب یا دستور کار حل نشود، مذاکرات میتواند خیلی زود به بنبست برسد. در این صورت، خطر افزایش تنش سیاسی و امنیتی بالا میرود؛ نه لزوماً جنگ فوری، اما احتمال عملیات محدود، فشارهای جدید و تشدید بحران در منطقه بیشتر میشود.
مذاکرات عمان در حال حاضر بیش از آنکه «راهحل نهایی» باشد، شبیه یک تلاش برای خرید زمان و مدیریت بحران است. اما همین هم در فضای فعلی اهمیت دارد: وقتی منطقه روی لبه تنش حرکت میکند، حتی یک کانال غیرمستقیم هم میتواند جلوی انفجار را بگیرد.
با این حال اگر قرار باشد از این دور مذاکرات نتیجهای واقعی بیرون بیاید، طرفین باید از مرحله «دعوا بر سر شکل مذاکره» عبور کنند و وارد مرحلهای شوند که امتیاز دادن را ممکن کند؛ و این همان جایی است که مذاکرات عمان هنوز در آن گیر کرده است.
تا این لحظه، آنچه در مسقط قطعی است، خودِ مذاکره است؛ نه ثمره مذاکره.