رفتار انسانها باتغییر ساعت، تغییر میکند؟
هماهنگسازی و ایجاد نظم در فعالیتهای اجتماعی بین افراد و جوامع گوناگون ساکن در نقاط مختلف از طریق مناطق زمانی یا همان Time Zones امکانپذیر شد. اما آیا با وقوع این رخداد نقش طلوع و غروب خورشید در تصمیمگیری افراد از بین رفت؟
به گزارش منیبان، هماهنگسازی و ایجاد نظم در فعالیتهای اجتماعی بین افراد و جوامع گوناگون ساکن در نقاط مختلف از طریق مناطق زمانی یا همان Time Zones امکانپذیر شد. قبل از استانداردسازی ساعت و زمان، افراد براساس زمان خورشیدی و در واقع به بیان سادهتر طلوع و غروب خورشید تصمیمگیری میکردند. موضوعی که با وقوع انقلاب صنعتی و ضرورت وضع یک زمان و ساعت استاندارد جهت هماهنگی فعالیت انسانی در مناطق مختلف جغرافیایی به مرور کنار گذاشته شد. این سیاست به عنوان مثال موجب شد تا برنامههای زمانی حرکت و توقف حملونقل عمومی، ارتباطات بین افراد از طریق تلفن یا تلگراف و پخش برنامههای تلویزیونی و رادیویی راحتتر از گذشته اتفاق بیفتد.
با اینوجود سوالات و پرسشهای زیادی در پژوهشهای متفاوتی در مورد نحوه عملکرد مردم براساس تاثیرپذیری از زمان خورشیدی و زمان استاندارد مطرح شده است. سوالاتی که در مطالعات سعی شده به آنها پاسخ داده شود.
از همینرو در ادامه گزارش پیشرو به یکی از این مقالات که توسط پاتریک بیلیس، سورین بورنستاین و ادوارد روبین منتشر شده پرداختهایم. عنوان این مقاله «وقتی که ساعت را عوض میکنیم، آیا ساعت هم ما را عوض میکند؟» است.
زمان خورشیدی همان زمان استاندارد است؟
برای شروع بهتر است ابتدا به تفاوت میان دو زمان مطرح شده در پژوهش بپردازیم؛ یکی زمان خورشیدی(طبیعی) و دیگری زمان ساعت(استاندارد).
زمان خورشیدی بر اساس موقعیت واقعی خورشید در آسمان تعریف میشود. مثلاً ظهر زمانی است که خورشید در بالاترین نقطه خود قرار دارد. این زمان به طور طبیعی با چرخههای بیولوژیکی بدن ما (ریتم شبانهروزی) سازگارتر است. در مقابل زمان ساعت(استاندارد) توسط انسانها تعریف و طراحی شده است تا هماهنگی در مناطق جغرافیایی وسیعتر امکانپذیر باشد. مناطق زمانی مختلف بر اساس این استاندارد تعریف میشوند. ساعت تابستانی (DST) نیز یکی از تغییراتی است که برای بهینهسازی استفاده از نور روز اعمال میشود.
بین این دو زمان یعنی زمان خورشیدی و زمان ساعت یا همان زمان استاندارد تضاد وجود دارد. بهطور مثال وقتی زمان ساعت را به طور مصنوعی تغییر میدهیم (مثلاً با ساعت تابستانی)، این زمان با زمان خورشیدی که بدن ما به آن عادت دارد، همخوان نیست. این عدم تطابق باعث میشود که افراد در انجام فعالیتهای روزمره خود، کمی جابجایی را تجربه کنند. نکته جالب این است که با وجود اینکه افراد تا حدی خود را با زمان خورشیدی تطبیق میدهند (مثلاً ممکن است کمی دیرتر بیدار شوند یا کمتر در فعالیتهای عصرگاهی شرکت کنند)، اما در نهایت اهمیت زمان ساعت برای نظم اجتماعی و هماهنگی غالب میشود. این یعنی ما به خاطر نظم اجتماعی و ضرورت هماهنگ بودن با دیگران (مثلاً برای رفتن به سر کار در ساعت مشخص)، ترجیحات طبیعی خود را تا حدی کنار میگذاریم.
نقش غالب زمان استاندارد در هماهنگی فعالیتها
نتایج این پژوهش حاکی از آن است که افراد و شرکتها رفتار خود را در پاسخ به تغییرات در استانداردسازی زمان ساعت به گونهای تغییر میدهند که تا حدی این تغییرات را جبران میکند. به بیان سادهتر مردم به دلیل اینکه زمان استاندارد یک ساعت در مقایسه با زمان خورشیدی جلوتر کشیده، یک ساعت زودتر به سرکار نمیروند.
نتایج نشان میدهد که بهطور متوسط حدود 33 درصد از تغییرات اعمال شده در زمان استاندارد، توسط مردم با سازگاری با شرایط محیطی و محلی خود جبران میشود. این مشاهده در مورد زمان ارسال توییت افراد تایید شده است. همچنین این امر در تردد افراد در اطراف فروشگاهها و سایر اماکن عمومی نیز با شدت کمتر اما همچنان به لحاظ آماری معنادار مشاهده شده است.
با همه اینها خروجی مطالعه مذکور از نفوذ بسیار قوی زمان ساعت استاندارد در جهت هماهنگسازی رفتار پیرامون هنجارها حکایت دارد. موضوعی که حتی با کنترل ارتباط یک منطقه زمانی با مناطق دیگر که براساس ساعتهای مختلفی عمل میکنند نیز مشاهده شده و نشاندهنده نقش غالب زمان محلی ساعت در زمانبندی فعالیتها است.
با توجه به اینکه همه ساکنان یک منطقه شهری بزرگ با عوامل محیطی تقریباً یکسانی در ارتباط با جابهجایی فعالیتها به زمانهای خورشیدی متفاوت روبرو هستند، این نشاندهنده ارزش اجتماعی بسیار بالای هماهنگسازی زمان فعالیت است. همچنین نشاندهنده هزینه نسبتاً بالای تغییر این زمانها به گونهای است که در جامعه هماهنگ نباشد. جابهجایی زمان ساعت به نظر میرسد ابزاری منحصر به فرد و قدرتمند برای ایجاد تغییرات هماهنگ در زمانبندی فعالیتها باشد. برای مثال، تغییر در زمان بازگشایی مدارس به راحتی با تغییر در زمان مهدکودکها و تغییر در ساعات کاری هماهنگ میشود و بدین ترتیب به والدین فرزندان با سنین مختلف اجازه میدهد جدولی را حفظ کنند که احتمالاً در ابتدا برقراری آن بسیار پیچیده بوده است.
اهمیت زمان خورشیدی در فعالیتها
براساس آنچه در پژوهش به آن اشاره شده، بحثها درباره صبحانه، حداقل در توییتر، بسیار بیشتر از بحثها درباره ناهار یا شام با زمان خورشیدی سازگار است. این ممکن است به این دلیل باشد که صبحانه معمولاً نزدیکترین وعده غذایی به زمان خواب است، و سازگاری خواب با زمان خورشیدی ممکن است قابل توجهتر باشد.
نتایج این مطالعه از تحلیل تردد نشان میدهد که مؤسسات خردهفروشی — هم فروشندگان کالا و هم رستورانها — بیش از سازمانهای مذهبی، ادارات آموزش عالی و خدمات بهداشتی، با زمان خورشیدی سازگار میشوند. با این حال، به طور شگفتانگیزی، تردد در پارکها و زمینهای گلف، سازگاری بیشتری با زمان خورشیدی نسبت به مؤسسات خردهفروشی نداشتهاند.
این پژوهش همچنین شواهد حمایتی برای چگونگی تأثیر تفاوتها در زمان غروب خورشید بر پیامدهایی مانند بهرهوری، درآمد و خواب ارائه میدهد. بهطوری که بیداری، خواب، رفتوآمد به محل کار و زمان وعدههای غذایی همگی توسط زمان خورشیدی جابهجا میشوند، که نشان میدهد در حالی که خواب احتمالاً یک محرک مهم برای این تأثیرات است، اینها میتوانند توسط سایر جابهجاییهای فعالیت که به حضور نور خورشید مرتبط است نیز ربط داده شوند.
به طور کلی، نتایج به وضوح نشان میدهد که مردم صرفاً بر اساس زمان ساعت عمل نمیکنند و عوامل محیطی را نادیده نمیگیرند، بلکه زمان ساعت نیز حتی برای فعالیتهایی که به شدت تحت تأثیر نور خورشید و آبوهوا هستند، نقش غالب در فعالیت انسان ایفا میکند. الگوی سازگاری با زمان خورشیدی در میان جمعیتشناسیها و فعالیتها، یا فقدان الگوهای واضح، نشان میدهد که رابطه ظریفتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد.»