پشت پرده نزدیکی امارات به اسرائیل

تحلیلگر مسائل منطقه گفت: امارات به زعم خود زیرکانه عمل می‌کند اما در واقع مرتکب اشتباهی راهبردی شده و ثروت هنگفت آن، رهبران این کشور را دچار اشتباه کرده اما این ثروت نمی‌تواند با قدرت واقعی ایران رقابت کند.

پشت پرده نزدیکی امارات به اسرائیل
پیشنهاد ویژه

برخی از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس به ارتش آمریکا اجازه استفاده از خاک خود علیه جمهوری اسلامی ایران را دادند و این گزاره در هیچ شرایطی قابل تغییر و تلطیف نخواهد بود؛ با این همه شرایط این کشورها برای ایران، چه پیش از جنگ و چه در دوران آتش‌بس کنونی قابل درک بوده و از این روست که مقامات تهران بارها تاکید کرده‌اند که اقدام نظامی علیه این کشورها نبوده بلکه اقدامی معقول در راستای دفاع از خود تعریف شده که علیه پایگاه‌های آمریکا در خاک این کشورها بوده است.

شرایط پیش آمده در منطقه، اما برای اعضای شورای همکاری خلیج فارس تعاریف متفاوتی یافت و میان آنها درباره رویکرد درست در قبال این شرایط، اختلاف‌نظر‌هایی ظهور کرد؛ آنگونه که به نظر می‌رسد در حال حاضر نشانه‌هایی از دو دستگی میان این کشور‌ها آشکار شده و امارات متحده عربی در حال جداسازی مسیر خود از برادران بزرگتر به ویژه عربستان سعودی است.

اختلاف دیدگاهی که ابوظبی با ریاض در پرونده‌هایی مانند یمن و سودان پیدا کرده بود در پرونده ایران به اوج رسیده و امارات مسیری تازه، اما بسیار خطرناک برگزیده است. همزمان با رنگ باختن پیوند‌های اسلامی ابوظبی با منطقه، پیوند‌های جدید وی با رژیم اسرائیل به سرعت در حال شکل‌گیری است و حاکمان دوبی معتقدند این پیوند‌ها می‌تواند با تشویق و حمایت آمریکا آینده‌ای متفاوت برای این امیرنشین جنوب خلیج‌فارس شکل دهد.

در این میان شکل دادن و تثبیت این پیوند‌های جدید نیازمند گسستن از کشور‌های همسایه و حتی دشمنی با دشمنِ دوست جدید است و واکنش‌های امارات در روز‌های جنگ چهل روزه و پس از آن را می‌توان با چنین نگاهی تحلیل کرد. واکنش و موضعی که وزارت امور خارجه ایران همزمان با تشدید تنش‌ها درباره آن هشدار داد و در بیانه‌ای تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران با رویکردی مسئولانه و در راستای حرمت‌گذاری به خیر جمعی منطقه و امت اسلامی حداکثر خویشتن‌داری را از خود نشان داده است. وزارت امورخارجه ایران ضمن محکوم کردن اقدامات مخرب حاکمان ابوظبی در همدستی با طرف‌های متخاصم علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله تداوم میزبانی پایگاه‌ها و ادوات نظامی آنها، نسبت به پیامد‌های خطرناک این وضعیت بر صلح و ثبات منطقه هشدار داد.

بررسی این نقش‌آفرینی مخرب، نیازمند درک انگیزه‌هایی است که ابوظبی در سال‌های اخیر با تکیه بر آنها روند امروز را آغاز و به نظر می‌رسد ادامه خواهد داد. هادی برهانی تحلیلگر ارشد منطقه در این باره به سوالات پاسخ می‌دهد: 

در میان کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس که در جنگ اخیر به نوعی علیه ایران بودند، امارات متحده عربی رویکرد تندتر و خصومت بیشتر دارد، به عنوان سوال نخست و در ارزیابی این نگاه نسبتا متفاوت مقامات این کشور به ایران چه مولفه‌های تاثیرگذاری را می‌توان برشمرد؟

میان ایران و امارات به دلیل اختلاف ارضی بر سر جزایر سه گانه به طور خاص مشکلات دوجانبه جدی وجود دارد، اما رفتار امارات در منطقه و تعامل منفی آن با ایران ریشه‌های مهمتری دارد. امارات در رقابت میان دو ایدئولوژی سیاسی رقیب یعنی اسلام گرایی و عرب گرایی (ناسیونالیسم عربی) در جهان عرب ناسیونالیسم را انتخاب کرده و از این زاویه موضع منفی نسبت به جمهوری اسلامی ایران و اسلام گرایی ایران دارد. امارات را می‌توان پس از اسرائیل بزرگترین دشمن اسلام گرایی در منطقه بشمار آورد.

هر جا در منطقه اسلام‌گرایی حضور داشته باشد امارات به جنگ آن می‌رود و در این زمینه و با دلگرمی حمایت اسرائیل و آمریکا بسیار بی‌پروا عمل می‌کند. پول‌های امارات احتمالا بزرگترین سرمایه مبارزه با اسلام‌گرایی در منطقه است و این برخلاف رویه سایر کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس است.

سایر کشور‌های شورا یا براساس اسلام گرایی حرکت می‌کنند (مانند قطر) و یا حداقل دشمن آن نیستند. از این زاویه امارات با ایران مشکلات مبنایی دارد. یعنی مخالف اسلام گرایی ایران و هم پیمانان اسلام گرای آن مانند حزب الله و انصارالله است و هم در این زمینه بطور راهبردی و در هماهنگی با راهبرد‌های اسرائیل در منطقه فعالیت می‌کند.

آیا می‌توان گفت این رویکرد نسبتا متفاوت ابوظبی، آغازی برای تعریف نقش جدید امارات هم در منطقه و هم جهان است، نقشی که در آن امارات بیش از آنکه در قامت یکی از اعضای شورای همکاری خلیج فارس باشد، به عنوان شریک آمریکا و اسرائیل تعریف شود؟

یکی دیگر از مولفه‌های حرکت امارات در منطقه انتخاب نظم منطقه‌ای مطلوب است. در صحنه درگیری اصلی در خاورمیانه یعنی رقابت و خصومت میان نظم اسرائیلی و نظم بومی منطقه، امارات برخلاف تمام کشور‌های منطقه، کاملا در کنار نظم اسرائیلی قرار گرفته است و به این ترتیب در واقع از منطقه جدا شده است. از همین رو امارات از شورای همکاری، اوپک، اتحادیه عرب و از سازمان همکاری اسلامی فاصله گرفته و از آن طرف به آمریکا و اسرائیل نزدیک شده است. امارات با یک درک غلط و فرصت‌طلبانه فکر می‌کند در کنار طرف برنده قرار گرفته است. به نظر می‌رسد قرائت اماراتی از تحولات چند دهه گذشته خاورمیانه این است که نهایتا طرف برنده اسرائیل است و داشتن اسرائیل از بودن در خانواده کشور‌های عربی و اسلامی بهتر و سودآورتر است. با همین درک امارات در واقع خانواده خود در جهان عرب و جهان اسلام را ترک کرده و مواضعی هماهنگ با اسرائیل اتخاذ کرده است.

در همین رابطه از حمایت از فلسطین دست کشیده و به همکاری فعال با اسرائیل روی آورده است و در این چارچوب با اسرائیل با هدف تضعیف جهان عرب و جهان اسلام همکاری می‌کند. احتمالا مهمترین مولفه این همکاری پشتیبانی امارات از تجزیه‌طلبی و تفرقه میان کشور‌های اسلامی است. در این رابطه امارات از تجزیه‌طلبی در یمن، سودان، لیبی و در سومالی حمایت می‌کند و این دقیقا با نقشه حرکت اسرائیل در منطقه مطابقت دارد. حساب امارات از سایر کشور‌های اسلامی، عربی و اعضای شورای همکاری جداست. هیچ کدام از کشور‌های خاومیانه حتی مصر و اردن که با اسرائیل صلح کرده‌اند چنین همکاری و هماهنگی با اسرائیل ندارند.

برای مثال مصر که اولین کشوری است که اسرائیل را به رسمیت شناخته در واقع و از طرق نرم در برابر طرح منطقه‌ای اسرائیل مقاومت می‌کند، زیرا به درستی می‌داند این طرح مغایر منافع منطقه از جمله خود مصر است. اما امارات چنین دیدگاهی ندارد و کاملا از منطقه فاصله گرفته است. سایر اعضای شورای همکاری (به جز بحرین) با اسرائیل رابطه ندارند بلکه از مهمترین مخالفان عادی سازی روابط با اسرائیل هستند. قطر، عربستان، کویت و عمان همه در مقایسه با کشور‌های عربی و اسلامی موضع محکمی علیه روابط با اسرائیل دارند و در واقع مهمترین سد عادی سازی روابط میان اسرائیل و کشور‌های اسلامی به حساب می‌آیند، اما امارات در شورای همکاری ساز جدایی می‌زند.

امارات کوچک‌تر از آن است که بتواند با کشور‌های بزرگ منطقه مانند ایران و عربستان رقابت کند

شواهدی که تا به امروز در اختیار داریم حکایت از آن دارد که کشور‌های دیگر منطقه به ویژه عربستان سعودی حداقل در ظاهر تمایلی به تداوم درگیری ندارند، امارات، اما خواستار آن است، ابوظبی به اتکای کمک‌های آمریکا و اسراییل می‌تواند در برابر ایران بیاستد و این ایستادگی چه تبعاتی برای آنها خواهد داشت؟

در داستان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران موضع امارات متفاوت از سایر کشور‌های منطقه است و به موضع آمریکا و اسرائیل نزدیک است. برهمین اساس مواضع علنی تندتری علیه ایران گرفته و مهمتر از مواضع علنی اراده واقعی و تصمیمات راهبردی امارات است که با توجه به زمینه‌های یادشده امارات را به سوی هماهنگی با اسرائیل و آمریکا و ضدیت با ایران راهنمایی می‌کند.

امارات به زعم خود زیرکانه عمل می‌کند، اما در واقع مرتکب اشتباهی راهبردی شده است. امارات بسیار کوچکتر از آن است که بتواند با کشور‌های بزرگ منطقه مانند ایران و عربستان رقابت کند. پیشرفت اقتصادی امارات و ثروت هنگفت آن رهبران امارات را دچار اشتباه کرده است. این ثروت نمی‌تواند با قدرت واقعی ایران رقابت کند.

اشتباه بعدی امارات انتخاب بد میان اسرائیل و منطقه و در واقع میان غریبه و خانواده است. امارات و ملت امارات به منطقه و به جهان عرب و جهان اسلام تعلق دارند. از دست دادن خانواده برای به دست آوردن یک غریبه متجاوز (هر چند قدرتمند) عاقلانه نیست. اگر چه همه رهبران امارات را نیز نمی‌توان با یک چوب راند. در امارات رهبران متعادلی هستند که با این رویه مخالفند و نسبت به ایران موضع بهتری دارند.

دکتر القاسمی امیر شارجه یکی از این افراد است. امید است نقش آفرینی این رهبران بتواند امارات را به خانواده کشور‌های اسلامی بازگرداند و رضایت کشور‌های اسلامی به ویژه ایران و عربستان را تامین کند. در غیراینصورت آینده امارات مبهم است و در توفان حوادث فعلی امارات بیشترین آسیب را خواهد دید و کشور‌های منطقه نیز انگیزه واقعی برای کمک به آن ندارند. کمک آمریکا و اسرائیل نیز سرابی بیش نیست. آنها در هر حال منافع خود را بر منافع مسلمانان ترجیح می‌دهند. در نهایت امارات هر خوش خدمتی بکند نمی‌تواند خود را از اسلام و عروبت پاک کند و اسرائیل در نهایت دشمن ملت‌های مسلمان و عرب است.

ایران باید تلاش کند امارات را به خانواده اسلامی بازگرداند

رفتار ایران با این همسایه جنوبی خود چگونه باید باشد و با توجه به دور تندی که ابوظبی علیه ایران اتخاذ کرده، می‌توان درباره آینده روابط چشم‌انداز مثبتی دید؟

ایران باید از طریق همکاری با سایر کشور‌های منطقه به ویژه قطر، ترکیه و عربستان تلاش کند امارات را به خانواده کشور‌های اسلامی بازگرداند. در صورت مخالفت و اصرار امارات با این دعوت، مسئولیت انزوا و سقوط امارات با دولت حاکم این کشور است. امارات و دوبی با اقتصاد بالنده خود می‌تواند یک پایتخت مهم اقتصاد در جهان اسلام باشد. لندن جهان اسلام باشد و با این نقش آفرینی به جهان اسلام سود برساند و خود نیز سود ببرد. کشور‌های اسلامی و ایران از چنین نقش آفرینی امارات بهره خواهند برد و باید برای چنین مسیری مساعدت کنند. در مقابل، همراهی با اسرائیل و همکاری با بدترین برنامه‌های آن در منطقه امارات را به هدف خشم و دشمنی منطقه و ملت‌های مسلمان آن تبدیل خواهد کرد.

ت ت
کدخبر: 299916 تاریخ انتشار
ارسال نظر

پربیننده‌ترین