سندروم دختر خوب چیست؟

یک پژوهشگر سلامت روان گفت: سندروم دختر خوب به الگوهای رفتاری و شخصیتی پرتکراری در زنان و دختران اشاره دارد که ریشه در محتوای افکار و ذهنیاتی دارد که در سال‌های بسیار اثرگذار شکل‌گیری شخصیت، به‌ویژه از بدو تولد تا هفت یا هشت سالگی، دریافت کرده‌اند؛ که زمینه‌ساز تله‌های روان‌شناختی در آینده می‌شود و طردهایی را در وجود آن‌ها شکل می‌دهد.

سندروم دختر خوب چیست؟
پیشنهاد ویژه

به گزارش منیبان، عاطفه عربی بیان کرد: دختران ما در طول تاریخ تمدن و در بستر فرهنگ و مذهبمان همواره نقشی اثرگذار و سازنده داشته‌اند و الگو بودن آن‌ها به ما یادآوری می‌کند که مبادا توانمندی‌های خود را دست‌کم بگیریم یا در مسیر یافتن هویت خویش دچار خطاها و تحریف‌های شناختی و اجتماعی شویم و در نتیجه، نیازهای برآمده از کمبود را برای خود برگزینیم.

این رواشناس و پژوهشگر حوزه سلامت روان  با بیان اینکه این همان چیزی است که در روانشناسی از آن با عنوان «سندروم دختر خوب» یاد می‌شود، گفت: مجموعه‌ای از باورها و الگوهای نادرست که از کودکی به دختران ما تحمیل شده است، سندروم دختر خوب به الگوهای رفتاری و شخصیتی پرتکراری در زنان و دختران اشاره دارد که ریشه در محتوای افکار و ذهنیاتی دارد که در سال‌های بسیار اثرگذار شکل‌گیری شخصیت، به‌ویژه از بدو تولد تا هفت یا هشت سالگی، دریافت کرده‌ایم.

وی ادامه داد: این محتواهای ذهنی هم به‌لحاظ نیاکانی و هم از طریق ناهوشیار جمعی، از والدین، مراقبان اصلی، خانواده و حتی ترتیب تولدمان به ما منتقل می‌شود و از محیط‌های دوستانه‌ای که نمی‌خواستیم از آن طرد شویم، جامعه، فرهنگ، معلمان، مدرسه، نظام آموزشی و حتی نظام‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای سرچشمه می‌گیرد.

عربی تصریح کرد: بخش عظیمی از مغز دختران ما در سال‌های اولیه شکل‌گیری شخصیت توسط این القائات محیطی اشغال می‌شود و آن‌چنان پرتکرار و اثرگذار است که با وجود روان‌زخم‌ها، آسیب‌ها و نارضایتی‌های ناشی از آن، ما به تدریج این الگوها را درونی می‌کنیم. درواقع، بر اساس نظام تربیتی مبتنی بر تنبیه و پاداش که سرشار از تلقین، تکرار و تقویت مکرر است، ما این فرامین را چنان در خود نهادینه می‌کنیم که گویی آن‌ها به فرماندهان ما بدل می‌شوند و ما ناگزیر از آن‌ها فرمانبرداری می‌کنیم و بر اساس آن الگوهای ذهنی رفتار می‌کنیم.

وی افزود: از آنجا که در کودکی عشق و پذیرش بی‌قید و شرط والدین و مراقبان اصلی خود را تجربه نکرده‌ایم، پذیرش ما همواره مشروط بوده است؛ به این معنا که اگر کاری را مطابق خواست آن‌ها انجام دهیم، دختر خوبی هستیم، دوستمان دارند، مورد توجه، تأیید و امنیت قرار می‌گیریم و قدردان ما هستند. 

این روانشناس عنوان کرد: در نتیجه، برخی از دختران ما زنجیرهای از افکار را به پا دارند که می‌خواهند درست زندگی کنند و آن‌گونه که خود دوست دارند رفتار کنند، اما این افکار و الگوهای رفتاری و آن صداهای والدینی که چون پژواکی در ذهن ما طنین‌انداز است، زمینه‌ساز تله‌های روان‌شناختی در آینده می‌شود و طردهایی را در وجود ما شکل می‌دهد. 

وی ادامه داد: وقتی در کودکی این طردها رخ می‌دهد، به دلیل فعالیت هیجانی بسیار بالای آمیگدال در مقایسه با کورتکس و قشر پیش‌پیشانی که مسئول منطق و شناخت است، ما آن هیجان و ترس را تجربه می‌کنیم و باورهایی خودآیند و خودکار در ذهنمان شکل می‌گیرد. از آنجا که مغز ما بر اساس بقا طراحی شده و برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی دست به کدگذاری‌های خودآگاه و ناخودآگاه می‌زند، در موقعیت‌های مشابه، آنچه را که در گذشته از سر ترس دریافت کرده‌ایم، در آینده نیز تکرار می‌کنیم و این رفتار خودآسیب‌رسان را در بستر سندروم دختر خوب ادامه می‌دهیم.

عربی تاکید کرد: نکته قابل تأمل در مورد سندروم دختر خوب این است که این دختر نه برای خود، بلکه برای دیگران «خوب» است و مجموعه افکار، رفتارها و هیجاناتش برای خودش آسیب‌رسان و ویرانگر است، اما برای دیگران، به‌ویژه هنگامی که مورد دستکاری روانی و فعال شدن نظام سلطه‌گری و سلطه‌پذیری قرار می‌گیرد، مطلوب و سودمند به نظر می‌رسد.

نادیده‌انگاشتن دختران در سندروم «دختر خوب»

وی اضافه کرد: دختر خوب با ویژگی‌هایی چون زیبایی، سکوت، اطاعت، وفاداری، فرمانبرداری، ادب همیشگی، ازخودگذشتگی و ایثار شناخته می‌شود و اگرچه این صفات در یک نظام اخلاقی متعادل ارزشمندند، اما در سندروم دختر خوب، این ویژگی‌ها نه در حد اعتدال، بلکه به شکلی افراطی و تحقیرآمیز طلب می‌شوند، به گونه‌ای که گویی کرامت انسانی و کارکردهای انسانی او، به‌ویژه با وجود تأکید فراوان فرهنگ و دین ما بر جایگاه دختر، نادیده گرفته می‌شود.

عربی با بیان اینکه از دختر خواسته می‌شود که این صفات را به همه موقعیت‌ها تعمیم دهد، افزود: یعنی اگر قرار است دختر خوبی باشد، اصلاً نباید «نه» بگوید، ناراحتی خود را بروز دهد، منافع خود را بر دیگران مقدم بشمارد یا حتی خود را ببیند. از او اطاعت می‌خواهند و به او القا می‌کنند که ارزشمندی‌اش در گرو بله گفتن، فرمانبرداری، ازخودگذشتگی، مسئولیت‌پذیری افراطی و زیبایی بی‌نظیر است.

این روانشناس بیان کرد: برخی رسانه‌ها نیز پیوسته حس ناکافی بودن و کم ارزشی را به او تزریق می‌کنند و اگر بخواهد دختر خوبی باشد، باید در چارچوب‌های ذهنی تحمیلی جامعه حرکت کند و کپی آن باشد. در نتیجه، هویت، فردیت و منحصربه‌فرد بودن او از بین می‌رود و آنچه باقی می‌ماند، دختری است که بهای خوب بودن برای دیگران را با از دست دادن هویت و تمایلات طبیعی خود می‌پردازد.

چرا نیازهای دیگران را بر خودمان ترجیح می‌دهیم

وی ادامه داد: این رفتارها باعث شکل‌گیری تله‌های شخصیتی در دختران ما شده و آن‌ها را بیش از پیش مستعد افسردگی، اضطراب و بیماری‌های روان‌تنی می‌کند و میزان مراجعه به روانشناس و روانپزشک و ابتلا به بیماری‌های مزمن را افزایش می‌دهد. ما برای جلب رضایت و تأیید دیگران و برآورده ساختن نیازهای آنان، فردیت خود را قربانی می‌کنیم و باور مرکزی ما این می‌شود که نیازهای دیگران، به‌ویژه افراد مهم زندگی، از نیازهای خودمان مهم‌تر است. 

عربی عنوان کرد: خانواده به عنوان نخستین نظام اجتماعی، از طریق چرخه انتقال بین نسلی و سبک فرزندپروری مبتنی بر بایدها و نبایدها، فرااخلاقی را به کودک می‌آموزد که براساس آن دختر خوب باید بله بگوید، به همه برسد، اعتراض نکند و هرگز نه نگوید. حتی زمانی که فرد می‌کوشد روی تله‌های خود کار کند، خانواده با برچسب‌هایی چون خودخواهی، بی‌منطقی و تغییر شخصیت، او را دچار عذاب وجدان می‌کنند.

وی ادامه داد: سپس مدرسه، مهدکودک و نظام آموزشی نیز با تشویق و تنبیه، همین الگوها را تقویت می‌کنند، جامعه نیز هنگامی که دختری برای دفاع از حق خود مطالبه‌گری می‌کند، با انگ زدن چرخه خشونت و آسیب از زنان و دختران را فعال می‌کند.

این روانشناس توضیح داد: این نقص و شرم وجودی باعث می‌شود دختران ما در ازدواج‌های خود دچار انتخاب‌های اشتباه و عشق‌های ویرانگر شوند. در خانه پدری دختر مطیع، در کنار همسر، همسر مطیع، در مقام مادری، مادر مطیع و در محیط کار، کارمند و همکار مطیع و وابسته‌ای می‌شوند که اعتماد به نفس و عزت نفسشان به شدت کاهش می‌یابد و بدون نظر دیگران قادر به تصمیم‌گیری نیستند.

وی افزود: نمی‌توانیم نه بگوییم، حال بد خود را پنهان می‌کنیم، از دیگران همراهی اجباری می‌کنیم و انباشته از خشم پنهان هستیم و همواره از این که دیگران از ما سوءاستفاده می‌کنند و بی‌ملاحظه‌اند، گلایه داریم. این خشم سرکوب شده گاه به صورت انفجاری و پرخاشگری منفعلانه یا طعنه‌های کلامی بروز می‌کند. زمان و انرژی فراوانی را صرف حمایت و مراقبت از دیگران می‌کنیم، حتی بدون آن که از ما خواسته باشند، فقط برای کسب تأیید و تحسین، اما پس از مدتی چون پادری خیس می‌شویم که دیگر کسی قدردانمان نیست و این نیز خشم ما را برمی‌انگیزد. 

عربی اظهار کرد: ترس‌های ما از کافی نبودن، دوست‌داشتنی نبودن، کامل نبودن، خوب نبودن، عالی نبودن، قضاوت شدن، طرد شدن، تنها ماندن، برچسب اجتماعی خوردن و خودخواه بودن همگی باعث می‌شوند در برآورده ساختن انتظارات بی‌شمار نقش زن و دختر، بدون رضایت و توان اعتراض، دچار حس بی‌ارزشی شویم. اما می‌توانیم با مشخص کردن مرزهای ارتباطی قاطعانه و شفاف، «نه» گفتن را بیاموزیم، شفقت به خود و خودمهربانی را در پیش بگیریم و به هویت خود پی ببریم.

وی افزود: باید از خود بپرسیم تعریف من از دختر خوب چیست؟ شرایط کنونی‌ام حاصل کدام باورهای خودم و دیگران است و اگر ناراضی‌ام، چه تغییراتی می‌توانم ایجاد کنم؟ چگونه می‌توانم نیازهای بنیادین استقلال و خودمحوری را به شکل معتدل فعال کنم تا آسیب کمتری به خود، دیگران و نسل بعدی وارد شود و در عین حال با نیازهای جامعه و فرهنگ منطبق باشم. 

این روانشناس تاکید کرد: در تربیت فرزند نیز باید به یاد داشته باشیم که دختر خوب یا پسر خوب مطلق وجود ندارد، بلکه رفتار خاصی را تأیید می‌کنیم و به کودکان اجازه می‌دهیم احساسات و درخواست‌های خود را بیان کنند. در بزرگسالی نیز اگر کسی این کار را برای ما نکرده، خودمان باید خواسته‌هایمان را بشناسیم و از طریق خودشناسی، نقاط قوت و ضعف، علایق، توانمندی‌ها و محدودیت‌هایمان را شناسایی کرده و روی آن‌ها کار کنیم.

خودشناسی؛ راهکار رهایی از تله‌های روانشناختی

وی ادامه داد: بسیاری از اوقات ترس از رها شدن یا کمال‌گرایی افراطی باعث می‌شود در چرخه معیوب بمانیم و برای فرار از مسئولیت، بگوییم راهی جز اجرای خواسته دیگران نداشته‌ایم اما پذیرش مسئولیت و شجاعت تغییر آن الگوی مخرب، با وجود عادت جامعه به برچسب زدن و تبعات احتمالی، ضروری است. اگر می‌خواهیم قهرمانانه، مسئولانه و هویت‌مدار بر اساس شخصیت خودمان عمل کنیم، راهی منحصربه‌فرد پیش رو داریم که با خودشناسی به آن دست می‌یابیم.

عربی اظهار کرد: ما قدرت تغییر داریم و می‌توانیم با تغییر نحوه تفکر و باورهایی که به ما القا شده، نگرش خود را به زندگی عوض کنیم و در نتیجه هیجانات، احساسات و رفتارمان را دگرگون سازیم. ممکن است همچنان در معرض دستکاری روانی قرار بگیریم، اما با آگاهی از این که این مسیر برای رشد ماست، با ممارست و تمرین، باورهایمان درباره هویت، احساس مسئولیت، نیازها و کرامت انسانی‌مان را مرور می‌کنیم و به سوی بازی برد-برد حرکت می‌کنیم.

وی با بیان اینکه باید میان سه نوع کنترل مستقیم بر افکار، احساسات و رفتار خودمان تمایز قائل شویم، گفت: کنترل غیرمستقیمی که دیگران از طریق انتظارات و نفوذشان بر ما اعمال می‌کنند؛ و عدم کنترل بر مشکلاتی که قدرت حل آن‌ها را نداریم. با بلوغ، یعنی پذیرش تغییر و سازگاری مسئولانه با آن، می‌توانیم بر کنترل مستقیم خود متمرکز شویم، بر دیگران تأثیر غیرمستقیم بگذاریم و آنچه را از حیطه قدرت ما خارج است بپذیریم.

این روانشناس بیان کرد: پس باورهای محدودکننده را بشناسیم و جایگزین کنیم و صدای والد درونی را با صدای شفقت‌ورزی به خود عوض کنیم. الگوهای ذهنی جدید نقشه‌ریزی کنیم و با چشم‌انداز و نقشه راه از این شرایط دشوار عبور کنیم و به زندگی مؤثرتری دست یابیم. به یاد داشته باشیم که تو شاهکار خلقتی و تحقیر را باور نکن. بر بوم زندگی هر آنچه می‌خواهی رسم کن و بدان که تصویر اگر زیبا نبود، می‌توانی از نو آن را بکشی. مبادا به خاطر پذیرش مشروط و باورهای محدودکننده، کرامت انسانی و قدرتی را که خداوند در وجودت نهاده فراموش کنی و خودت ادامه‌دهنده چرخه تحقیر باشی. با مرزگذاری قاطعانه و محترمانه، به دور از سلطه‌گری و سلطه‌پذیری، می‌توانیم روابطی صادقانه، شفاف و توأم با احترام متقابل داشته باشیم.

وی با بیان اینکه تعادل را باید در نظر داشت، تصریح کرد: همان‌طور که در قانون هواپیما ابتدا باید ماسک اکسیژن خود را بزنیم تا بتوانیم دیگری را نجات دهیم. اگر خود را دوست نداشته باشیم و ابعاد مختلف زندگی‌مان را تجربه نکرده باشیم، نمی‌توانیم عشق و محبت واقعی به دیگران بدهیم و هر آنچه می‌دهیم از سر نیاز و کمبود است، نه از سر داشته و عشق اصیل.

عربی در پایان اضافه کرد: قربانی دختر خوب بودن یعنی این که در میانسالی چشم بگشاییم و ببینیم که اصلاً زندگی نکرده‌ایم، هویت نداریم و همواره محتاج نگاه و تأیید دیگران بوده‌ایم و اگر روزی آن را از ما دریغ کنند، تهی و افسرده خواهیم شد. آن‌گاه این زندگی نزیسته را به نسل بعد منتقل می‌کنیم و از فرزندانمان می‌خواهیم چیزی شوند که خود نبوده‌ایم. مبادا به آن نقطه برسیم، چرا که ما شایسته بسیار بیشتر از این هستیم.

منبع: ایسنا

ت ت
کدخبر: 299063 تاریخ انتشار
ارسال نظر

پربیننده‌ترین